تبليغاتX
هو الشافی
تک نوشته های یک دانشجوی طب!!

هو الطبیب ...

۱
یکشنبه ۱۵/۷   :  رفتم توی اتاق ایزوله. بیمار یه آقای ۹۲ ساله بود که دوماه قبل به خاطر یه زخم کوچیک کنار انگشت دوم پای راستش مراجعه کرده بود . القصه آزمایش های روتین رو که گرفته بودن دیده بودن که اوره و کراتینین بیمار به شدت بالاست و همین موضوع باعث شده بود دوستان عزیز در اورژانس جراحی مریض رو از خدا خواسته به بخش داخلی انتقال بدن(یه مریض کمتر!) و دوستان خوب نفرولوژیست هم بدون توجه به زخم پا که علت اصلی مراجعه بوده فقط ۱۰-۱۲ روز به وضعیت کلیه های بیمار برسن و بیمار ر و با داروهای کلیه مرخص کنن.
حالا وضعیت کلیه های بیمار عالیه ولی ... عفونت تا زانو بالا رفته بود. دو روز پیش پای بیمار آمپوته شد. یعنی از زانو قطعش کردن!!!

 

۲
جمعه ۲۰/۷    :  بیمار آقای ۱۶ ساله ای بود که در حال تمرین تکواندو دچار ضربه به سر شده بود . با سرگیجه و تاری دید و استفراغ مراجعه کرده بود . بعد از چند ساعت به خاطر حال عمومی اش که خوب شده بود با رضایت شخصی مرخص شده بود .  بیمار بعد از یک روز با استفراغ شدید مراجعه کرده بود و به لطف خدا جراح مغز و اعصاب همون موقع توی بیمارستان بود و بلافاصله سی تی اسکنش کرده بود و برده بودش اتاق عمل. هماتوم اپی دورال داشت. این نوع خونریزی مغزی یک دوره ی خاموش و بدون علامت داره و اگه دیر  شناخته بشه بیمار ممکنه به طور ناگهانی به کما بره  و دستی دستی از بین بره. راستی چرا اون شب پزشک کشیک خطر احتمالی رو به همراهای بیمار گوشزد نکرده بود ؟؟؟؟
(در باره ی هماتوم اپیدورال)

۳
دیروز صبح فهمیدیم که به طور ناگهانی ۳ تا از استادای جراحی تخصصی قراره برن! این برای ما فاجعه است. اونم توی شرایطی که همین طوری هم توی ارتو پدی و اورولوژی آموزش درست و حسابی نداریم.  یکی از بچه ها رییس دانشگاه رو توی اتاق عمل دیده بود . جلوی در منتظرش موندیم تا ازش در مورد این موضوع بپرسیم. گفت که نمی تونه دکترایی رو که بیمارو وادار می کنن بره بخش خصوصی تا پول ازش بگیرن تحمل کنه. گفت نمی تونه پزشک هایی رو که زیر میزی توی مطبهاشون برای عملی که توی بیمارستان دولتی کردن نگه داره . گفت ... ولی تکلیف ما چیه؟؟؟ اونم توی شرایطی که تا ۱۵ آبان قرار نیست استاد جایگزین بیاد و جراحی تخصصی ما هم فقط تا آخر آبانه. مگه روی سر در بیمارستان ننوشته بیمارستان آموزشی - درمانی؟؟؟؟؟

۴
مسئولیت خیلی سخته ...
خدا بهمون رحم کنه و کمکون کنه پزشکای مسئولی بشیم ...

و ... یا طبیب من لا طبیب له !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 9:24  توسط یک دانشجو  | 

يا طبيب من لا طبيب له !!

 

بخش جراحي مغز و اعصاب.

بيمار آقاي 29 ساله اي هستند كه به دنبال motor accident دچار تروما به سر شده اند و با زخم و خونريزي در ناحيه ي بالاي لب و برجستگي ابروي راست بستري شده اند ...

 

توي اتاق سرك كشيدم. فقط تخت 278 مريض داشت كه مال من بود و سه تخت ديگه ي اتاق خالي بود: دوتاش مريض نداشت و مريض يكيش هم اتاق عمل بود.

به مريضم نگاه كردم: به پهلو خوابيده بود و من پشتش رو مي ديدم. پتو رو تا روي بازوهاش بالا كشيده بود و از اونجا به بالا يعني كل هر دو شونه اش خالكوبي بود . دوتا جوون ناجور و سبيل بناگوش در رفته هم همراهش بودن . ترجيح دادم قبل از رفتن توي اتاق پرونده اش رو بخونم. نوشته بود بيمار smokerاست. از پرستار پرسيدم 278 فقط سيگاريه؟ گفت : نه بابا درست و حسابي addict هم هست. گفتم : حوصله ندارم ببينمش .. با اين همراهاش! پرستار گفت : تازه الان كه آروم شده صبح كه از ICUآورده بودنش مواد مي خواست ..بخش رو گذاشته بود روي سرش.
ترجيح دادم تا رفتن همراهاش صبر كنم و بعدا ببينمش!!! رفتمو بعد از ظهر برگشتم. خواب بود . خانمش پيشش بود و خواهرش. زن جوان رو نگاه كردم: از كي سيگار مي كشه؟ - از 10-11 سالگي.(خواهرش جواب داد)    - چيز ديگه اي هم مي كشه؟   - ترياك !      -فقط؟    -بله...    خانمش آروم زير گوشم گفت: تازگي ها كرك هم استفاده مي كنه؟   -تزريقي؟    -نه! مي كشه فقط! ... البته نمي دونم شايدم ...آزمايشاش نشون نمي ده ؟    - نه! يعني اون آزمايشها رو كه نشون مي ده ازش نگرفتن. چون ربطي به مشكلش نداره.      – نمي شه آزمايشش كنيد؟    - نه خانم. بيمارستان دولتي آزمايش اضافي نمي گيره كه ..       – راستي اينجا كه اومديم از تو جيبش آمپول پيدا كردم. يعني همون كه شما مي گيد ؟ چه فرقي مي كنه؟     - نتونستم بگم بيشتر از اون خطر بعد از تزريقي شدن شما رو تهديد مي كنه . نتونستم بگم بايد مراقب انمواع بيماري هايي باشه كه از اين به بعد ممكنه سراغش بياد و ...    

 

اين اولين باري نبود كه مريضم معتاد بود . توي اين 9 ماهي كه استاجر شدم بارها مريض هام معتاد بودن. بارها سيگاري ها بودن . حتي مريضاي خانم.  و ... من چقدر دلم مي خواست و مي خواد به جاي مريضم به همراهاش كمك كنم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 8:23  توسط یک دانشجو  | 

یا نعم الطبیب ...

بخش جراحی مغز و اعصاب .
بیمار نوزاد پسر سه ماهه ای است که دچار نقص مادرزادی طناب نخاعی به صورت میلو مننگوسل بوده است و هم اکنون با شکایت افزایش اندازه ی سر به علت هیدروسفالی ثانویه به میلو مننگو سل بستری شده است.

علی اصغر فقط سه ماهش بود. مادرش وقتی بعد از نه ماه انتظار دیده بود پسرکوچکش یه توده ی عجیب و غریب توی کمرش داره به کلی اعتماد به نفسش رو از دست داده بود . حالا بعد از گذشت سه ماه تجمع مایع توی مغز علی اصغر باعث شده بود سرش به شدت بزرگ و حجیم بشه . آورده بودنش برای جراحی شانت گذاری. یعنی یه نوعی از جراحی برای تخلیه ی مایعات اضافی از مغز به جاهایی از بدن که بتونه جذب بشه. برای این کار یه لوله ی باریک رو از سر علی اصغر به صورت زیر پوستی تا شکمش عبور داده بودند و ... حالا چند روز از عمل می گذشت ولی نوزاد دچار عفونت شده بود و مرتب تب داشت .

مریض عجیبی بود برای من. منی که اصلا در مقابل نوزاد نمی تونم خودمو کنترل کنم حالا علی اصغر کوچولو رو می دیدم که سرش به اندازه سر یه آدم بزرگ شده بود. پسر بچه ی قشنگی بود ولی... واقعا تا کی می خواستن اینطوری نگهش دارن؟؟؟ هنوز اطفال نگذروندم و هیچی از اطفال نمی دونم رفتم کتابخونه و کتاب طب کودکان نلسون رو تا بخش اعصاب و نقایص مادرزادی لوله ی عصبی ورق زدم. میلو مننگوسل نوعی اختلال مادرزادیه که با بیرون زدگی غیر طبیعی بخشی از نخاع و مننژ از بین مهره ها تظاهر پیدا می کنه. این بیماری بسیار نادره و از ۴۰۰۰ تولد یک نفر به این نقص دچار می شه. در صورت جراحی سریع بعد از تولد پیش آگهی بیماری خوبه و در ۷۰٪ موارد کودک از نظر ضریب هوشی در آینده فرقی با هم سالان خودش نداره.

سوال گیجم کرد. چطور علی اصغر رو سه ماه پیش یعنی بعد از تولد عمل نکرده بودن؟؟؟ تا صبح فردا صبر کردم. قبل از مورنینگ از دکتر فخاریان(جراح مغز و اعصاب) که علی اصغر از ابتدا زیر نظرش بوده پرسیدم: ببخشید آقای دکتر..یه نوزاد با میلو مننگوسل توی بخش هست، چطور تا حالا جراحی نشده؟ دکتر با متانت خاص خودش بهم گفت برای هر جراحی غیر از نیاز بیمار به جراحی یه شرط دیگه هم و جود داره و اون هم رضایت خانواده ی بیماره.  گیج شدم؟!! یعنی پدر و مادر اون بچه چرا به جراحیش رضایت ندادن؟ اونا که مثل پروانه دور بچه شون می گشتن... یعنی به خاطر هزینه ش یا ...؟  عزممو جزم کردم تا برم و با مادرش صحبت کنم. اما وقتی به بخش رسیدم مرخص شده بود ... رفته بود تا توی خونه یا انتظار مرگ رو بکشه و یا زنده بمونه و احتمالا یک آدم ناتوان بشه ...

چندتا عکس از میلو مننگوسل، هیدرو سفالی و عمل شانت گذاری :

ميلو مننگو سل      ميلو مننگو سلشانت گذاري

هيدروسفالي

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386ساعت 15:26  توسط یک دانشجو  |