|
|
|
|
|
هو الطبیب ... ۱
۲ ۳ ۴ و ... یا طبیب من لا طبیب له !!! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 23 مهر1386ساعت 9:24 توسط یک دانشجو
|
|
||
|
|
|
|
|
يا طبيب من لا طبيب له !!
بخش جراحي مغز و اعصاب. بيمار آقاي 29 ساله اي هستند كه به دنبال motor accident دچار تروما به سر شده اند و با زخم و خونريزي در ناحيه ي بالاي لب و برجستگي ابروي راست بستري شده اند ...
توي اتاق سرك كشيدم. فقط تخت 278 مريض داشت كه مال من بود و سه تخت ديگه ي اتاق خالي بود: دوتاش مريض نداشت و مريض يكيش هم اتاق عمل بود. به مريضم نگاه كردم: به پهلو خوابيده بود و من پشتش رو مي ديدم. پتو رو تا روي بازوهاش بالا كشيده بود و از اونجا به بالا يعني كل هر دو شونه اش خالكوبي بود . دوتا جوون ناجور و سبيل بناگوش در رفته هم همراهش بودن . ترجيح دادم قبل از رفتن توي اتاق پرونده اش رو بخونم. نوشته بود بيمار smokerاست. از پرستار پرسيدم 278 فقط سيگاريه؟ گفت : نه بابا درست و حسابي addict هم هست. گفتم : حوصله ندارم ببينمش .. با اين همراهاش! پرستار گفت : تازه الان كه آروم شده صبح كه از ICUآورده بودنش مواد مي خواست ..بخش رو گذاشته بود روي سرش.
اين اولين باري نبود كه مريضم معتاد بود . توي اين 9 ماهي كه استاجر شدم بارها مريض هام معتاد بودن. بارها سيگاري ها بودن . حتي مريضاي خانم. و ... من چقدر دلم مي خواست و مي خواد به جاي مريضم به همراهاش كمك كنم . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 8:23 توسط یک دانشجو
|
|
||
|
|
|
|
|
یا نعم الطبیب ...
بخش جراحی مغز و اعصاب . علی اصغر فقط سه ماهش بود. مادرش وقتی بعد از نه ماه انتظار دیده بود پسرکوچکش یه توده ی عجیب و غریب توی کمرش داره به کلی اعتماد به نفسش رو از دست داده بود . حالا بعد از گذشت سه ماه تجمع مایع توی مغز علی اصغر باعث شده بود سرش به شدت بزرگ و حجیم بشه . آورده بودنش برای جراحی شانت گذاری. یعنی یه نوعی از جراحی برای تخلیه ی مایعات اضافی از مغز به جاهایی از بدن که بتونه جذب بشه. برای این کار یه لوله ی باریک رو از سر علی اصغر به صورت زیر پوستی تا شکمش عبور داده بودند و ... حالا چند روز از عمل می گذشت ولی نوزاد دچار عفونت شده بود و مرتب تب داشت . مریض عجیبی بود برای من. منی که اصلا در مقابل نوزاد نمی تونم خودمو کنترل کنم حالا علی اصغر کوچولو رو می دیدم که سرش به اندازه سر یه آدم بزرگ شده بود. پسر بچه ی قشنگی بود ولی... واقعا تا کی می خواستن اینطوری نگهش دارن؟؟؟ هنوز اطفال نگذروندم و هیچی از اطفال نمی دونم رفتم کتابخونه و کتاب طب کودکان نلسون رو تا بخش اعصاب و نقایص مادرزادی لوله ی عصبی ورق زدم. میلو مننگوسل نوعی اختلال مادرزادیه که با بیرون زدگی غیر طبیعی بخشی از نخاع و مننژ از بین مهره ها تظاهر پیدا می کنه. این بیماری بسیار نادره و از ۴۰۰۰ تولد یک نفر به این نقص دچار می شه. در صورت جراحی سریع بعد از تولد پیش آگهی بیماری خوبه و در ۷۰٪ موارد کودک از نظر ضریب هوشی در آینده فرقی با هم سالان خودش نداره. سوال گیجم کرد. چطور علی اصغر رو سه ماه پیش یعنی بعد از تولد عمل نکرده بودن؟؟؟ تا صبح فردا صبر کردم. قبل از مورنینگ از دکتر فخاریان(جراح مغز و اعصاب) که علی اصغر از ابتدا زیر نظرش بوده پرسیدم: ببخشید آقای دکتر..یه نوزاد با میلو مننگوسل توی بخش هست، چطور تا حالا جراحی نشده؟ دکتر با متانت خاص خودش بهم گفت برای هر جراحی غیر از نیاز بیمار به جراحی یه شرط دیگه هم و جود داره و اون هم رضایت خانواده ی بیماره. گیج شدم؟!! یعنی پدر و مادر اون بچه چرا به جراحیش رضایت ندادن؟ اونا که مثل پروانه دور بچه شون می گشتن... یعنی به خاطر هزینه ش یا ...؟ عزممو جزم کردم تا برم و با مادرش صحبت کنم. اما وقتی به بخش رسیدم مرخص شده بود ... رفته بود تا توی خونه یا انتظار مرگ رو بکشه و یا زنده بمونه و احتمالا یک آدم ناتوان بشه ... چندتا عکس از میلو مننگوسل، هیدرو سفالی و عمل شانت گذاری :
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 9 مهر1386ساعت 15:26 توسط یک دانشجو
|
|
||