تبليغاتX
هو الشافی
تک نوشته های یک دانشجوی طب!!

انت ...

از کلاس اول راهنمایی باهاش هم کلاس بودم تا پیش دانشگاهی. تک فرزند بود . پدر و مادرش خیلی براش مایه می ذاشتن . جونشون بود و این یک بچه !! همه جور کلاس و معلم خصوصی رو تجربه کرده بود ...
و قتی بعد از کنکور شنیدم که پزشکی سمنان قبول شده فکر کردم لابد وابستگیش کمتر می شه ولی اینطور نشد. پدرش خودشو از اداره ی محل کارش زودتر باز خرید کرد و هر سه با هم رفتند سمنان !!

دیروز صبح بعد از گراند راند  یکی از بچه های قدیمی مدرسه بهم زنگ زد . می خواست خبر تصادف اون دوستمونو بده ... توی راه سمنان - تهران تصادف کرده بودن و پدر و مادرش جون سالم به در برده بودن ولی اون ... سال ششم پزشکی بود . حالا از دیروز صبح به بعد زیر خروارها خاکه ...... فاتحه!

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 14:33  توسط یک دانشجو  | 

هو الطبیب...

بیماری که امروز صبح توی مورنینگ معرفی شد یه آقای ۲۹ ساله بود که شب گذشته توی اتوبان با پراید و با سرعت زیاد می رفته که خوابش می بره و ...

بیمار خونریزی وسیع مغزی کرده بود و علیرغم چند مرتبه احیا آخر ساعت ۸:۰۵ صبح از دنیا رفت . با سرعت زیادی از بندر عباس به سمت تهران می رفته . چون پسر کوچولوش رو گاز گرفته بوده و رفته بوده توی کما!!

حالا باید برای همسر جوونش با این همه مصیبت ناگهانی و وحشتناک دعا کنیم!!

...
خدای امتحانهای سخت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 15:39  توسط یک دانشجو  |