تبليغاتX
هو الشافی
تک نوشته های یک دانشجوی طب!!
هو السمیع...

با خودمم. تا حالا فکر کردی که اگه "گوش" نداشتی یا اگه گوش شنوا نداشتی چه فاجعه ای بود؟ فکر کن به تفاوتهای انسانی که نمی شنوه با اونایی که می شنوند:
۱)نعمت خدا دادی کلام رو از دست می دادی
۲)خیلی از صداهای زیبا و لذت های سمعی رو از دست می دادی
۳)نمی تونستی مدرسه ی معمولی بری
۴)نمی تونستی دانشگاه معمولی بری
۵)نمی تونستی هر رشته ای بخونی
۶)نمی تونستی هر شغلی رو انتخاب کنی
۷)نمی تونستی با هر کسی زدواج کنی
۸)
۹)...

بعضی آدماوقتی به دنیا می آن نمی تونن بشنون. سیستم عصبی گوششون سالمه ولی نمی تونن بشنون چون گوششون به دلایلی نمی تونه تحریک صوتی رو به عصبی تبدیل کنه...

یکشنبه ۸/۲/۸۷ بیمارستان امیر اعلم تهران
دکتر متصدی که امروز با ایشون درمانگاه بودیم رئیس بخش کاشت حلزون بیمارستان امیر اعلم هستند. کاشت حلزون نوعی جراحی پیشرفته ی گوش قبل از حداکثر ۵ سالگیه که نوزاد ناشنوا با یک پروتز ۱۶میلیون تومانی برای همیشه شنوا می شه . می تونه مثل بقیه حرف بزنه و زندگی کنه و هزینه ی گزافی رو که قرار بوده بابت محرومیت یک فرد از شنوایی خودش و خانواده ش و اجتماع بپردازند برای همیشه حذف می شه. این روی زیبای ماجراست. وقتی بچه های ۳-۴ ساله ای که دکتر عملشون کرده بود می اومدن و به راحتی حرف می زدند دکتر عمیقا لذت می برد و ما هم ... اما ...
دولت ۱۲ میلیون از ۱۶ میلیون رو می ده و پروتز ۴ میلیونی در اختیلر بیمارستان قرار می ده تا بیمارا به ترتیب ثبت نام جراحی بشن. اما این روند خیلی خیلی کنده ،بین هر عمل با پروتز دولتی و عمل بعدیش خیلی فاصله می افته ، پروتز آزاد خیلی گرونه و زمان خیلی سریع می گذره و بچه هایی که سنشون از ۵ سال بگذره دیگه امیدی به موفقیت جراحیشون نیست. این یعنی کر و لال شدن برای همیشه به خاطر۱۶میلیون تومان... "۸۰۰"نفر  در نوبتند و بعد از عید هنوز هیچ کس عمل نشده و نمی شه بی تفاوت بود در مورد نگرانی و حشتناک پدر و مادری که جگر گوشه شون جلوی چشمشون و به خاطر ۱۶ میلیون داره فرصت شنوا شدن رو از دست می ده...

کاش ۱۶ میلیون پول داشتم...
کاش خیرین پول ساخت دو تا مدرسه رو صرف شنواکردن این بچه های معصوم می کردند...
و ... همین.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 23:9  توسط یک دانشجو  | 

به نامش...

مرکز مشاوره ی بیماریهای رفتاری بیمارستان امام خمینی تهران ـ اسفند ۸۶

۱)بیمار یه آقای ۲۹ ساله بود که از سن ۲۱ سالگی معتاد شده بود و و در این مدت فقط ۳ ماهش رو معتاد تزریقی بود که در همین مدت به بیماری سنرم نقص ایمنی اکتسابی (ایدز) مبتلا شده بود .  شغل: بیکار ، سابقه ی زندان:مثبت ، شرایط تاهل:مجرد  ، اولین رابطه ی جنسی:۱۷سالگی  ، آخرین رابطه ی جنسی:۳ماه قبل بدون اطلاع شریک جنسی از بیماری فرد و در ازای مبلغی پول و بدون استفاده از وسایل ایمنی بخش.

۲)بیمار یه آقای بیست و چند ساله بود که عقب مونده ی ذهنی بود. سابقه ی اعتیاد داشت و احتمالا راه ابتلاش هم همین بوده. خواهرش آورده بودش. مثل همیشه . براش زن گرفته بودن!!! بدون اینکه به زنش بگن که این پسر عقب مونده و معتاد ایدز هم داره!!! حالا با توصیه ها و پیگیری های مرکز همسرش رو تست کرده بودن. شکر خدا هنوز مثبت نشده بود. سعی شد به همسرش یاد بدن که چطور از ابتلای خودش جلوگیری کنه ...

۳) بیمار یه خانم ۵۰ ساله بود که اولین بار با تشنج مراجعه کرده بود. تشخیص:عفونت توکسو پلاسموز مغزی ، زمینه ی مثبت:اچ ـ آی ـ وی  . دخترش آورده بودتش. وضعش با درمان خیلی بهتر شده بود ولی هنوز از بیماریش خبر نداشت. دخترش قصد داشت ازش پنهان کنه. دخترش سنگین و محجبه و تحصیل کرده بود. خودش هم آدم معقولی به نظر می رسید. تست همسرش منفی شده بود. علت ابتلاش تاتو کردن ابروهاش بود.

۴)مریض یه خانم ۲۵ ساله بود که برای بررسی دوره ایش مراجعه کرده بود . آژیته به نظر می رسید و همه ش نگران دخترش بود. اصرار داشت که دوباره دخترش تست بشه، فکر می کرد با بوسیدن دخترشو مبتلا کرده! علت ابتلاش همسرش بود که یکی دو سال پیش در اثر ایدز فوت کرده بود و همسرشو با یه بیماری ناخواسته و یک دختر کوچولو به اسم شقایق تنها گذاشته بود. زمان تولد شقایق تونسته بودن از ابتلای نوزاد جلوگیری کنن ولی...

۵)بیمار یه آقای ۲۵ ساله بود که از سن ۱۲ سالگی تشخیص ایدز درش مسجل شده بود. از ۶ سالگی مبتلا به همو فیلی بود و علت ایدزش هم استفاده از فرآورده های خونی آلوده بود. حالا با برفک دهانی منتشر که تا حلقش ادامه داشت مراجعه کرده بود .

...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 23:45  توسط یک دانشجو  |