تبليغاتX
هو الشافی
تک نوشته های یک دانشجوی طب!!
یا طبیب...

بیمار یه دختر بچه ی ۱۲ ساله بود که با قصد خودکشی تعداد۸ قرص متادون رو یک جا خورده بود. قرصها مال مادرش بود که در مراحل آخر یک سرطان به سر می برد و کم کم داشت خودش رو برای مرگ آماده می کرد ...
پدر معتادش مدتها بود که اودها رو رها کرده و رفته بود و ...
دیشب وقتی پدربزرگش و مادرش با هم مشاجره می کردند اون بینشون رفته بود  وازشون خواسته بود که دعوا نکنند ولی پدربزرگش یک سیلی به صورتش زده بود... جای سیلی و جای چند جراحت قدیمی تر روی صورتش دیده می شد .
...
...
راستی در آینده ای که دور هم نیست چه کسی قراره از این دختر بچه حمایت کنه؟؟؟؟
راستی دختری که در این سن دست به خودکشی بزنه ؟؟؟....................
و... همین!

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1387ساعت 18:34  توسط یک دانشجو  |